ما را در سایت جعبه سازی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: ali بازدید: 140 تاريخ: يکشنبه 5 آبان 1392 ساعت: 22:47
ما را در سایت جعبه سازی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: ali بازدید: 130 تاريخ: يکشنبه 5 آبان 1392 ساعت: 19:59
یئر اوزونده بیر ائویم وار،
پنجره سی گونشه.
نغمه دئییب، قوشلار قونار،
پنجرمه همیشه.
یئر اوزونده بیر ائویم وار،
مین زحمتله قورموشام.
اوردان ایکی کؤرپه قارتال
بؤیودوب اوچورموشام.
یئر اوزونده بیر ائویم وار،
اوجاغی دایم یانار.
اونون سؤنمز شعله سیندن
اورگیم ایشیقلانار.
یئر اوزونده بیر ائویم وار،
خاطیره لر مسکنیم.
ایلقاریندا دوز اولانا
آچیقدیر قاپیم منیم.
یئر اوزونده بیر ائویم وار،
اوردا نئچه ایللردیر،
طالعیی بیر، آرزوسو بیر
ایکی شاعیر عؤمر ائدیر.
یئر اوزونده بیر ائویم وار،
اوردا قمیم، سئوینجیم،
اوردان گئدر ال چاتمایان
ایللره عؤمور کؤچوم.
یئر اوزونده بیر ائویم وار،
سانکی خیالا دالمیش.
او، منیم چون ان موقددس،
ایستی آشییان اولموش.
یئر اوزونده بیر ائویم وار،
باتماز توفانلار اونا.
بینؤوره دن باغلیدیر او،
بو وطن تورپاغینا،
بو وطن تورپاغینا.
مدینه گولگون
امروز دوستان خوبم یه سایت در زمینه تی شرت محرم دیدم خوشم اومد عکس های تی شرت محرم را از این سایت گذاشتم

تی شرت ماه محرم

خرید آنلاین تی شرت محرم

تی شرت های محرم
ما را در سایت جعبه سازی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: ali بازدید: 122 تاريخ: شنبه 4 آبان 1392 ساعت: 21:05
حیف که من زاده ی امروزم
خدایا جهنمت فرداست
پس چرا امروز می سوزم
ما را در سایت جعبه سازی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: ali بازدید: 145 تاريخ: شنبه 4 آبان 1392 ساعت: 18:37
خدای آرامش خدای عشق خدای صبر خدای شرافت ..مینشیند...و من دلم میخواهد بر درگاهش زانو بزنم و های های گریه سر دهم ...اشکهایم سرازیر میشود با لبخند آرام همیشگی اش می گوید:"بگو مهدیس جان ،بگو خوشگلم چه شده؟" و من "از کجا آغاز کنم بیان قصه ای را که گویای عظمت و شکوه یک عشق باشد.قصه عشق شیرینی که از دریا کهنسالتر است .حقیقتی ساده از عشقی که او برایم به ارمغان آورد...از کجا آغاز کنم؟او همانند بارانی تابستانی که زمین را به سطح درخشانی مبدل میسازد به زندگی من راه پیدا کرد ...او قلب مرا لبریز میکرد. او دل مرا از احساسی خاص سرشار می ساخت،آنکونه که هرجا که میرفتم تنها نبودم .با وجود او چه کسی میتوانست تنها باشد...؟" امان از اشک بی موقع...جاریست و صدایم در نمیاید کمی قدم میزنم آب میخورم و میگویم یک عمر حرف دارم...و میگوید "وقت داریم تا هر وقت که تو بخواهی..." به در و دیوار خانه اش نگاه میکنم ،فقط دو خانه در دنیا به من شور و عشق و آرامش میدهد اینجا و خانه ونوس...چه تشابه غریبی!
برایش حرف میزنم از سالهای عشق و قحطی ،بیم و امید ...نور و تاریکی و او که خورشید روز تیره و ماه شب تار من بود...از امروزی که سعیدی هست و ونوسی ...عینکش را برمیدارد و اشکهایش را از چشم روشنش میزداید...
از خانه که میایم بیرون آرامش پس از طوفانم...ابری بالای سرم هست و نوری...
ما را در سایت جعبه سازی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: ali بازدید: 151 تاريخ: شنبه 4 آبان 1392 ساعت: 13:12